جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۴ نتیجه برای «آتش» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱ - سرآغاز وحشی بافقیالهی سینهای ده آتش افروزدر آن سینه دلی وان دل همه سوز
- بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق وحشی بافقیز آتش تا به باد از آب تا خاکز زیر ماه تا بالای افلاک
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیدر آن طوفان که عشق آتشانگیزکند باد جنون را آتشآمیز
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقیزبان جان گدازان آتشین استچو شمعش آتش اندر آستین است
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو نقدش از محک بیغش برآمدچو آب افتاده ، چون آتش برآمد
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقیگرفت از دست شیرین جام و نوشیدچو خم از آتش آن آب جوشید
- بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون وحشی بافقیبه طبع آتشین ناخوش نمایدکه عشق آبست اگر آتش نماید
- بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را وحشی بافقیاگر گلگون در آن گردد عنانکشو گر آنجا بود نعلش در آتش
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقیبه قطع ره درنگ از یاد بردندگرو ز آتش، سبق از باد بردند
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیچو عشق آتش فروزد در نهادیبه خاصیت بر او آب است بادی
- بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد وحشی بافقیبرون فرما که مه را دل شکستهز شوقت بر سر آتش نشسته
- بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را وحشی بافقیچو رویم ز آتش می برفروزدز برقی خرمن سد جان بسوزد
