جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۴۵ نتیجه برای «ره» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱ از ۵۴
- رباعی شمارهٔ ۶ وحشی بافقیاندر ره انتظار چشمی که مراستبی نور شد و وصال تو ناپیداست
- رباعی شمارهٔ ۲۳ وحشی بافقیتیرت چو ره نشان پران گیردهر بار نشان زخم پیکان گیرد
- رباعی شمارهٔ ۳۷ وحشی بافقیخوش آن که ره عشق بتی پیمایدبرخاک رهش روی ارادت ساید
- شمارهٔ ۳۷ وحشی بافقیدر ره پر خطر عشق بتان بیم سر استبر حذر باش در این راه که سر در خطر است
- رباعی شمارهٔ ۵۰ وحشی بافقیتا در ره عشق آشنای تو شدمبا صد غم و درد مبتلای تو شدم
- شمارهٔ ۱۵۲ وحشی بافقییک ره سؤال کن گنه بیگناه خودزین چشم پر تغافل اندک گناه خود
- شمارهٔ ۲۸۵ وحشی بافقیچو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردمبه نزدیکش روم سد بار و باز از شرم برگردم
- رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی وحشی بافقیز ره پیمای این صحرای دلگیربه کوه افتد چنین آواز زنجیر
- از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است وحشی بافقیمنم با خاک ره یکسان غباریبه کوی غم نشسته خاکساری
- رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی وحشی بافقیسمند ره نورد این بیانانبزد راه سخن زینسان به پایان
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقیبرد ره نکته ساز معنی اندیشچنین ره بر سر گم کردهٔ خویش
- رباعی شمارهٔ ۵ وحشی بافقیگردید سپهر خیمه و انجم میخشد سد ره ستون و کهکشان گشت طناب
