جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۳ نتیجه برای «روی» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقینروید از زمین شاخ گیاییکه ننوشتهست بر برگش دوایی
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقیبه یادم میتراشد کوه را رویبه رویش میرود از خون دل جوی
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقینه آن خاطر که بر آزاده سرویکند بازی به منقار تذوری
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیتو کی دانی که لیلی چون نکویی استکزو چشمت همین بر زلف و رویی است
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیز غم چون خویش را آزاد پنداشتبه روی یار نو این نغمه برداشت
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیز پیشانیش نور وادی طورجبین و روی او « نور علی نور»
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقینشاندش رو به روی و پرده برداشتکه دیدش کام خشک و چشم تر داشت
- بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون وحشی بافقیشرابی ده چو روی خرم دوستبه دل شادی فزا یعنی غم دوست
- بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را وحشی بافقیعجب جایی بباید بهجتانگیزکه بر شیرین سرآرد هجر پرویز
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقینه بادش را غباری بود بر روینه آبش را گلی آلوده در جوی
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقیکه ای سرخیل ما شیرین بدخویمتاب از ما چنین یکبارگی روی
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیخیال روی شیرینش بر آن داشتکه نقش آن صنم بر سنگ بنگاشت
