جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۴ نتیجه برای «رو» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۴
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیگرت عزت دهد رو ناز میکنو گرنه چشم حسرت باز میکن
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیبه مجنون گفت روزی عیبجوییکه پیدا کن به از لیلی نکویی
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقیچو دست او فرو شوید ز هر کاربرآرد بر سر کارش دگر بار
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقینشاندش رو به روی و پرده برداشتکه دیدش کام خشک و چشم تر داشت
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقیبه یک روزش رساند تا بجاییکه گردد چون فلک عالی بنایی
- بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد وحشی بافقیشبی روشنتر از سرچشمهٔ نوررخ شب در نقاب روز مستور
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقیفضایش چون سرای میفروشانهوایش چون دماغ باده نوشان
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیعجبها دارد این عشق پر افسونولی چون عاشق از خود رفت بیرون
- بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران وحشی بافقییکی را گفت رو آتش بر افروزیکی را گفت چون خاشاک میسوز
- بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت وحشی بافقیمن این پولاد روییها نمودمکه با سنگت چو پولاد آزمودم
- بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست وحشی بافقیحکیم این راز را خود پرده در شدکه رازی کن دو بیرون شد سمر شد
- بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون وحشی بافقیز شبهای سیه چندان نسوزمکه شمع از آتش غیری فروزم
