جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۴ نتیجه برای «کسی» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق وحشی بافقیولی داند کسی کاهل خطا نیستکه هر یک نغمه زان قانون جدا نیست
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقیکه کس را آگهی از ما نباشدمیان ما کسی را جا نباشد
- بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق وحشی بافقیکسی کش نیست این آتش فسردهستسراپا گر همه جانست مردهست
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیکسی کاو را تو لیلی کردهای نامنه آن لیلیست کز من برده آرام
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقیکسی کش آن زبان در آستین نیستزبانش هست اما آتشین نیست
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیکز اینجا بر گذشتن حد کس نیستبجز خسرو کسی را این هوس نیست
- بخش ۱۵ - گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق وحشی بافقیچو خواهد غمزه بر جانی زند نیشکسی باید که جانی آورد پیش
- بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن وحشی بافقیکسی را کاین هما بر سر نشیندبه بالادست اسکندر نشیند
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقیدر آن مجلس که با احسان فتد کارکسی باید که آنجا زر کند بار
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیکسی را کاندر آنجا دیده در بودسراسر دشت و صحرا در نظر بود
- بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش وحشی بافقیکسی کش خسرو و فرهاد بایدکجا از سرو و بیدش یاد آید
- بخش ۴ - در ستایش حضرت پیغمبر«ص» وحشی بافقیکسی از چشم بد خود نیستش باککه خواند «ان یکاد»ش ایزد پاک
