واژه

میخانه

جایی که می عرضه می‌شود؛ در شعر عرفانی، نمادی از جایگاه آزادی از ظاهر و رسیدن به حقیقت.

همچنین: خرابات، دیر مغان

میخانه، خرابات و دیر مغان در شعر فارسی هم مکان‌هایی واقعی‌اند و هم نماد. در تفسیر عرفانی، آنها مکانی برای رها شدن از ریا و رسیدن به حقیقت‌اند. تفسیر هر نمونه نیازمند توجه به زمینهٔ شعر است. بیشتر شارحان تأکید می‌کنند که این واژگان را بدون توجه به بافت نمی‌توان فقط به یک معنا فروکاست.

نمونه در شعر

به خاک پای صبوحی‌کنان که تا من مست ستاده بر در میخانه‌ام به دربانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع حافظ شیرازی — واژهٔ «میخانه» در این بیت آمده است.
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
مقدّمهٔ جمع‌آورندهٔ دیوان حافظ حافظ شیرازی — واژهٔ «میخانه» در این بیت آمده است.

منابع

مدخل‌های مرتبط

آخرین بازبینی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵