واژه
میخانه
جایی که می عرضه میشود؛ در شعر عرفانی، نمادی از جایگاه آزادی از ظاهر و رسیدن به حقیقت.
همچنین: خرابات، دیر مغان
میخانه، خرابات و دیر مغان در شعر فارسی هم مکانهایی واقعیاند و هم نماد. در تفسیر عرفانی، آنها مکانی برای رها شدن از ریا و رسیدن به حقیقتاند. تفسیر هر نمونه نیازمند توجه به زمینهٔ شعر است. بیشتر شارحان تأکید میکنند که این واژگان را بدون توجه به بافت نمیتوان فقط به یک معنا فروکاست.
نمونه در شعر
به خاک پای صبوحیکنان که تا من مست
ستاده بر در میخانهام به دربانیتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بودمنابع
- مرجع مطالعه و تطبیق: لغتنامهٔ دهخدا (مدخل همین واژه)
- مرجع مطالعه و تطبیق: فرهنگ فارسی معین (مدخل همین واژه)
