واژه

پیر مغان

در شعر حافظ و دیگر شاعران، راهنمایی روشن‌دل و نماد مرشد، که معمولاً در دیر مغان به او می‌رسند.

«مغ» در اصل به روحانی زرتشتی گفته می‌شد و «پیر مغان» در شعر عرفانی فارسی نماد مرشدی است که نگاه او ورای قیدهای ظاهری است. این ترکیب بارها در غزل حافظ آمده است. در نگاه شارحان، پیر مغان گاه خود حافظ را به راهی ورای چارچوب‌های مرسوم فرامی‌خواند و تقابل او با شیخ ظاهرگرا نمونه‌ای از همین نگاه است.

نمونه در شعر

به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها
غزل شمارهٔ ۱ حافظ شیرازی — واژهٔ «پیر مغان» در این بیت آمده است.
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
مقدّمهٔ جمع‌آورندهٔ دیوان حافظ حافظ شیرازی — واژهٔ «پیر مغان» در این بیت آمده است.

منابع

مدخل‌های مرتبط

آخرین بازبینی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵