اساس راه دین را بر ادب دان
مقرّب از ادب گشتند مردان
۱ادب شد اصل کار و وصل هجران
هم او شد مایهٔ هر درد و درمان
۲نشاید بی ادب این ره بسر برد
نشاید هیچکس را داشتن خورد
۳بچشم حرمت و تعظیم در پیر
نگه کن در همه کین هست توقیر
۴بروزی هر که باشد مهتر از تو
چنان میدان که هست او بهتر از تو
۵بجان میکوش در تعظیم هر پیر
که تا در دل نیابی زحمت از پیر
۶ادب با خالق و خلقان نگهدار
که تاکشت امیدت بر دهد بار
۷نگهدار ادب شو در همه حال
که تا مقبول باشد از تو اعمال
۸چو اعمال تو با آداب باشد
ترا صد گونه فتح الباب باشد
۹همیشه بی ادب مهجور باشد
مدام از حضرت حق دور باشد
۱۰عمل چون با ادب هم یار نبود
عمل رانزد حضرت بار نمود
۱۱بترک یک ادب محجوب گردی
یقین با صد هنر معیوب گردی
۱۲چو باشی با ادب یابی معانی
چو باشی بی ادب زو باز مانی
۱۳ادب آمد درین ره اصل هر کار
همی گویم ادب زنهار زنهار
۱۴