جوابش داد بلبل کای پیمبر
شراب ما ندارد جام و ساغر
۱مرا مستی ار آن صهبای معنی است
که جامش را شراب از آب طوبی است
۲دلم پروای آن پروانه دارد
که شمعش جز به خود پروا ندارد
۳کسی کو عاشق دیدار باشد
همیشه تا سحر بیدار باشد
۴چو ساقی دل ز می پر تاب دارد
کجا پروای خورد و خواب دارد
۵تنم زار ونزار است ای سلیمان
بگفت افزونترم از جمله مرغان
۶به دام عشق جانان مبتلایم
اسیر دام هجران و بلایم
۷ز من جز صورتی مرغان ندیدند
چو مرغان جان ندادند آن ندیدند
۸ز درد ما کسی باشد خبردار
که دائم همچو ما باشد جگرخوار
۹ز درد ما حریفی باشد آگاه
که او نبود ز راه عشق گمراه
۱۰ز درد ما کسی راهست بوئی
که باشد دایماً در جست و جوئی
۱۱از آن میها که من خوردم سحرگاه
ز دست ساقیان مجلس شاه
۱۲اگر یک قطره در حلق تو ریزند
ز تو عقل و خرد بیرون گریزند
۱۳