خداوند جهان دانای اکبر
برافزایندهٔ این شمع خاور
۱بقدرت چون پدید آورد عالم
ز بهر مسکن اولاد آدم
۲بعلم و حکمت خود کرد داور
بقای این جهان چندان مقدر
۳که ماند انبیا و اولیایش
نیاید بعد از آن دیگر بقایش
۴یقین میدان که تا باشند ایشان
نخواهد شد کس از محشر پریشان
۵ز بهر آدمیزادست گیتی
بایشان دان که آباد است گیتی
۶دو فرقت آدمی را باشد ای جان
بمعنی و بصورت گشته انسان
۷گروه اولی زان انبیایند
که خاص بارگاه کبریایند
۸دوم فرقه از ایشان اولیاء دان
بود داخل در ایشان اهل ایمان
۹جز اینها جمله چون انعام باشند
ز معنی غافل و بیکام باشند
۱۰نه از خود گفته شد این نکته ای جان
ز من گر نشنوی بشنو ز قرآن
۱۱بصورت آدمی بسیار باشند
که در محشر سزای نار باشند
۱۲بمعنی آدمی میبایدت بود
که تا برناورد دوزخ ز تو دود
۱۳بود امت نبی را همچو فرزند
بمعنی باشد او را یار و پیوند
۱۴کسی باید که او این حال داند
که خواجه امتان را آل خواند
۱۵بمعنی هر که از آدم دهد بو
بود فرزند او دلخواه و دلجو
۱۶شد از معنی بصورت راه بسیار
بحشر اندر ز معنیها کند کار
۱۷ز من بشنو تو از روی ارادت
یقین میدان که تا یابی سعادت
۱۸که تا مفتوح باشد باب توبه
ولایت را نباشد قطع نوبه
۱۹بهر وقتی و هر دور و زمانی
بود صاحب دلی در هر مکانی
۲۰که باشد آن زمان از وی مشرف
همان جا و مکان ازوی مشرف
۲۱وجود او بلاها میکند دفع
بجمله مردمان از وی رسد نفع
۲۲نباشد ختمشان تا روز محشر
که گردد این جهان یکسر مکدر
۲۳بصورت تا یکی گردد ز ایشان
نگردد گیتی از محشر پریشان
۲۴چو ایشان رخت بربندند یکسر
شود پیدا علامتهای محشر
۲۵چو بردارند تمامت اولیا را
قیامت کشف گردد آشکارا
۲۶کسی کو غیر ازین بیند خیال است
وگر گویند ایشان را وبال است
۲۷بدین قول اتفاق اهل دین است
یقین میدان که این گفته چنین است
۲۸