ای عشق تو کیمیای اسرار
سیمرغ هوای تو جگرخوار
۱سودای تو بحر آتشین موج
اندوه تو ابر تند خونبار
۲در پرتو آفتاب رویت
خورشید سپهر ذره کردار
۳یک موی ز زلف کافر تو
غارتگر صد هزار دیندار
۴چون زلف به ناز برفشانی
صد خرقه بدل شود به زنار
۵آنجا که سخن رود ز زلفت
چه کفر و چه دین چه تخت و چه دار
۶تا بنشستی به دلربایی
برخاست قیامتی به یکبار
۷آن شد که ز وصل تو زدم لاف
اکنون من و پشت دست و دیوار
۸در عشق تو کار خویش هر روز
از سر گیرم زهی سر و کار
۹دستی بر نه که دور از تو
چون باد ز دست رفت عطار
۱۰