قبلهٔ ذرات عالم روی توست
کعبهٔ اولاد آدم کوی توست
۱میل خلق هر دو عالم تا ابد
گر شناسند و اگر نی سوی توست
۲چون به جز تو دوست نتوان داشتن
دوستی دیگران بر بوی توست
۳هر پریشانی که در هر دو جهان
هست و خواهد بود از یک موی توست
۴هر کجا در هر دو عالم فتنهای است
ترکتاز طرهٔ هندوی توست
۵پهلوانان درت بس بیدلند
دل ندارد هر که در پهلوی توست
۶نیست پنهان آنکه از من دل ربود
هست همچون آفتاب آن روی توست
۷عقل چون طفل ره عشق تو بود
شیرخوار از لعل پر لؤلؤی توست
۸تیربارانی که چشمت میکند
بر دلم پیوسته از ابروی توست
۹گفتم ابرویت اگر طاقم فکند
این گناه نرگس جادوی توست
۱۰گفتم ای عاقل برو چون تیر راست
کین کمان هرگز نه بر بازوی توست
۱۱این همه عطار دور از روی تو
درد از آن دارد که بی داروی توست
۱۲