عقل مست لعل جان افزای توست
دل غلام نرگس رعنای توست
۱نیکویی را در همه روی زمین
گر قبایی هست بر بالای توست
۲چون کسی را نیست حسن روی تو
سیر مهر و مه به حسن رای توست
۳نور ذره ذره بخش هر دو کون
آفتاب طلعت زیبای توست
۴در جهان هرجا که هست آرایشی
پرتو از روی جهانآرای توست
۵تا رخت شد ملکبخش هر دو کون
مالک الملک جهان مولای توست
۶خون اگر در آهوی چین مشک شد
هم ز چین زلف عنبرسای توست
۷گرچه آب خضر جام جم بشد
تشنهٔ جام جهان افزای توست
۸خلق عالم در رهت سر باختند
ور کسی را هست سر همپای توست
۹آسمان سر بر زمین هر جای تو
در طواف عشق یک یک جای توست
۱۰آفتاب بی سر و بن ذرهوار
این چنین سرگشته در سودای توست
۱۱این جهان و آن جهان و هرچه هست
شبنمی لب تشنه از دریای توست
۱۲چون به جز تو در دو عالم نیست کس
در دو عالم کیست کوهمتای توست
۱۳هر که را هر ذرهای چشمی شود
هم گر انصاف است نابینای توست
۱۴گر فرید امروز چون شوریدهای است
عاقل خلق است چون شیدای توست
۱۵