ای عشق تو با وجود هم تنگ
در راه تو کفر و دین به یک رنگ
۱بی روی تو کعبهها خرابات
بی نام تو نامها همه ننگ
۲در عشق تو هر که نیست قلاش
دور است به صد هزار فرسنگ
۳قلاشان را درین ولایت
از دار همی کنند آونگ
۴عشقت به ترازوی قیامت
دو کُون نَسُفت ، نیم جُو سنگ
۵قرابهٔ ننگ و شیشهٔ نام
افتاد و شکست بر سر سنگ
۶زنار مغانه بر میان بند
وانگه به کلیسیا کن آهنگ
۷مردانه درآی کاندرین راه
نه بوی همی خرند و نه رنگ
۸راهی است دراز و عمر کوتاه
باری است گران و مرکبی لنگ
۹کلی ز سر وجود برخیز
افتاده مباش بر در تنگ
۱۰میدان به یقین که در دو عالم
در راه تو نیست جز تو خرسنگ
۱۱برخیز ز راه خود چو عطار
تا بازرهی ز صلح و از جنگ
۱۲