غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۹۰ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریما ز عشقت آتشین دل ماندهایمدست بر سر پای در گل ماندهایم۱خاک راه از اشک ما گل گشت و ماپای در گل دست بر دل ماندهایم۲ناگهانی برق وصل تو بجستما ندانستیم و غافل ماندهایم۳لاجرم از بس که بال و پر زدیمهمچو مرغ نیم بسمل ماندهایم۴چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشددایما در کار مشکل ماندهایم۵عشق تو دریاست اما زان چه سودچون ز غفلت ما به ساحل ماندهایم۶کی تواند یافت عطار از تو کامچون نخستین گام منزل ماندهایم۷