غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۳۶ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای جگرگوشهٔ جگرخوارانغم تو مرهم دل افکاران۱درد دردت علاج مخموراندرد عشقت شفای بیماران۲در بیابان آرزومندیتسر فدا کرده صاحب اسراران۳غلغلی در فکنده تا به فلکبر سر کوی تو وفاداران۴بر سر کوه نفس در غم تورهزن خویش گشته عیاران۵همه شب جز تو را نمیبیننددیدهٔ نیمخواب بیداران۶بر همه عاشقان جهان بفروشکه زبونند این خریداران۷کشتهای تخم عشق در جانهاهین بباران ز چشم ما باران۸جان عطار آرزومند استبرهانش از میان بیکاران۹