غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۵۲ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریخال مشکین بر آفتاب مزنشیوهای دیگرم بر آب مزن۱گر به آتش نمیزنی آبیآتشم در دل خراب مزن۲صد گره هست از تو بر کارمگرهی نو ز مشک ناب مزن۳برد زنجیر زلف تو دل منقفل بر لؤلؤ خوشاب مزن۴فتنه را بیش ازین مکن بیدارراهم از چشم نیم خواب مزن۵شب تاریک ره زنند نه روزراه را روز و آفتاب مزن۶دل عطار مرغ دانهٔ توستمرغ خود را به ناصواب مزن۷