آتشی در جملهٔ آفاق زن
نوبت حسن علیالاطلاق زن
۱ماه اگر در طاق گردون جفته زد
نیست بر حق تو به استحقاق زن
۲پردهٔ عشاق زلف رهزنت
در نواز و بانگ بر آفاق زن
۳پردهٔ عشاق راهی خوش بود
راه ما در پردهٔ عشاق زن
۴آتش شوق توام بی هوش کرد
آب بر روی من مشتاق زن
۵بستهٔ میثاق وصلت عمر رفت
چارهای کن راه آن میثاق زن
۶زرق در عشق تو کفر منکر است
تیغ غمزه بر سر زراق زن
۷کشت زهر هجر تو عطار را
وقت اگر آمد دم از تریاق زن
۸