میروم بر خاک دل پر خون ز تو
زاد راهم درد روزافزون ز تو
۱در دو عالم نیست کاری با کسم
کز همه کس فارغم بیرون ز تو
۲تا به کی بر در نهم درانتظار
صد هزاران چشم چون گردون ز تو
۳چند ریزم از سر یک یک مژه
همچو باران اشک بر هامون ز تو
۴تو بتاز از ناز شبرنگ جمال
تا نتازد اشک من گلگون ز تو
۵تخت بنهادی میان خون دل
تا بگردند اهل دل در خون ز تو
۶میفرود آید به جان غمکشم
هر نفس صد درد دیگرگون ز تو
۷گر تو یک درد مرا معجون کنی
کی کنم با خاک و خون معجون ز تو
۸رحم کن زین بیش زنجیرم مکش
زانکه بس زار است این مجنون ز تو
۹وصل تو هرگز نیابد هیچکس
من طمع چون دارم آن اکنون ز تو
۱۰لیک کی گردد امیدم منقطع
هر دمم صد وعدهٔ موزون ز تو
۱۱یک رهم یکرنگ گردان در فنا
چند گردم همچو بوقلمون ز تو
۱۲تا فرید از خویش بی اثبات گشت
محو شد در عالم بیچون ز تو
۱۳