ای دو عالم یک فروغ از روی تو
هشت جنت خاکبوس کوی تو
۱هر دو عالم را درین چاه حدوث
تا ابد حبلالمتین یک موی تو
۲هر دو عالم گرچه عالی اوفتاد
یک سر موی است پیش روی تو
۳در رهت تا حشر دو سرگشتهاند
روز رومی و شب هندوی تو
۴بس که بر پهلو بگردید آفتاب
تا شود یک ذره همزانوی تو
۵پس برفت و دید و روی آن ندید
کو نهد از بیم گامی سوی تو
۶آفتاب آخر چه سنجد چون دو کون
ذره است آنجا که آید روی تو
۷چون شکستی چرخ گردان را کمان
کی تواند گشت همبازوی تو
۸جان خود از اندیشهٔ تو محو گشت
چون شود اندیشه همپهلوی تو
۹حقهٔ گردون چرا پر لولوی است
از فروغ حقهٔ لولوی تو
۱۰صد هزاران جادوان را صف شکست
یک مژه از نرگس جادوی تو
۱۱همچو ابروی تواش چشمی رسید
چشم هر که افتاد بر ابروی تو
۱۲شعر بس نیکو از آن گوید فرید
کو بسوخت از روی بس نیکوی تو
۱۳