ای لبت حقهٔ گهر بسته
دهنت شور در شکر بسته
۱طوطیان خط تو پیش شکر
بال بگشاده و کمر بسته
۲خطت از پستهٔ تو بر رستهٔ است
هست بر رستهٔ تو بر بسته
۳زان خط سبز بر رخ زردم
خون دل جمله چون جگر بسته
۴عاشق از جان به صد هزاران دل
در تو هر دم دلی دگر بسته
۵هر که از تو کشیده مویی سر
دستش از موی باز بر بسته
۶به شکرخنده بر دهان بگشا
که گره کس ندید بر بسته
۷تا به کی همچو حلقه بر در تو
سر زنم دایم و تو در بسته
۸نظری کن دلم مسوز که هست
کار جانم در آن نظر بسته
۹کمترم سوز اگر نه فاش کنم
مکر تو چند مکر سربسته
۱۰چشم عطار سیل بگشاده
دل ز هجر تو در خطر بسته
۱۱