ای مرا زندگی جان از تو
زنده بینم همه جهان از تو
۱به زمین می فرو شود خورشید
هر شب از شرم، پر فغان از تو
۲گر زبانی دهی به یک شکرم
شکر گویم به صد زبان از تو
۳دست چون در کمر کنم با تو
که کمر ماند بی میان از تو
۴بار ندهی و پیش خود خوانی
این چه شیوه است صد فغان از تو
۵دل ز من بردی و نگفتم هیچ
لیک جان کردهام نهان از تو
۶نتوانم که باز خواهم دل
که مرا هست بیم جان از تو
۷جان رها کن به من چو دل بردی
کین بدادم ز بیم آن از تو
۸دعوی صبر چون کنم که مرا
صبر کفر است یک زمان از تو
۹اثر وصل تو کسی یابد
که شود محو جاودان از تو
۱۰تا نشانی ز خلق میماند
نتوان یافت نشان از تو
۱۱عاشقان را خط امان دادی
نیست عطار را امان از تو
۱۲