بخش سیزدهم

(۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوس عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر شد آشکارا قحط سالی

به پیش خلق آمد تنگ حالی

۱

سراسیمه جهانی خلقِ محبوس

شدند از بهرِ باران پیشِ طاوس

۲

که باران می‌نیاید آشکارا

دعائی کن زحق در خواه ما را

۳

پس آنگه گفت طاوس ای عزیزان

نگردد ابر بر بیهوده ریزان

۴

شما را گرچه جز باران طلب نیست

اگر باران نمی‌بارد عجب نیست

۵

عجب اینست کز چندین گنه کار

نبارد سنگ بر مردم بیکبار

۶

اگرچه میغ ترک آسمان کرد

تعجّب گر کنی زان می‌توان کرد

۷

که نکشافد زمین از شومی ما

خورد ما را ز نامعلومی ما

۸

تو پنداری که ازمردانِ راهی

کدامین مرد، سرگردانِ راهی

۹

چو پندار تو برگیرند از پیش

کسی مرده سگی برخیزد از خویش

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش سیزدهم (۲۱ شعر) قرار دارد.