بخش پانزدهم

(۲) حکایت شیخ و مرغ همای عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر می‌رفت شیخی کاردیده

بره در دید طاقی برکشیده

۱

همائی کرده از کج بر سر او

بگسترده ز هم بال و پر او

۲

زبان بگشاد و گفت ای مرغ ناساز

تو بی شرمک بدینجا آمدی باز

۳

بهر یک چند بگشائی پری تو

نشینی پس بقصر دیگری تو

۴

نیاید از تو کس را سایه داری

که نا پایندگی سرمایه داری

۵

اگر پایندگی بودی جهان را

هویدائی نبودی عقل و جان را

۶

همه دنیا سرابی می‌نماید

جهانی ملک خوابی می‌نماید

۷

خرت در گِل ازان سخت اوفتادست

که در تعبیر خر بخت اوفتادست

۸

چو خر باشد کسی را بخت اینجا

بلاشک کار باشد سخت اینجا

۹

اگر غربال پندار خود از آب

برآری عالمی بینی همه خواب

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش پانزدهم (۱۴ شعر) قرار دارد.