زهی دیدار من دیدار یکتا
منم پنهان ز عشق خویش و پیدا
۱زهی دیدار من در اوّل کار
نموده در حقیقت عین پرگار
۲زهی دیدار من جانِ کل نموده
در آخر راز من کلّی فزوده
۳زهی وصف ثنایت برتر از جان
منم صورت منم تحقیق جانان
۴زهی دیدار من در جزو و در کل
نموده خویشتن هم رنج و هم ذل
۵کسی هرگز ثنائم چون تواند
که ایمن از خودی خود بمانده
۶کسی هرگز ثنای من کجا گفت
چو من باشم حقیقت گفت و آشفت
۷کسی هرگز ثنای من نگوید
اگر گوید منم از من بگوید
۸منم آن جوهر پیدا نموده
که این دریای پر غوغا نموده
۹منم آن جوهر اسرار پیدا
که بنمایم در این بازار خود را
۱۰منم آن جوهر راز حقیقت
که بنمودم عیان سر طریقت
۱۱منم توحید خود گویان و جوهر
نموده از نمود چرخ و اختر
۱۲منم آن جوهر توحید بیچون
که آوردم همه در هفت گردون
۱۳منم آن جوهر لاء زمانین
که باشد پیش چشمم ذره کونین
۱۴منم آن جوهر دیدار جمله
که بنمایم ز خود اسرار جمله
۱۵منم آن جوهر اعزاز گردون
که پیدا مانده و پنهان و بیچون
۱۶منم آن گوهر افلاک و انجم
که بنمایم ره حکمت بمردم
۱۷منم آن جوهر بیحدّ و غایت
که بنمایم کسان را در هدایت
۱۸چو بیچونم ز خود توحید گویم
که جز دیدار خود چیزی نجویم
۱۹همه دید منست ارباز دانی
چرا چندین ز ما حیران بمانی
۲۰منم گویای خویش و سرّ اسرار
که میگوید در این گفتار عطّار
۲۱منم عطّار او را رخ نموده
ابا او رازها گفت و شنوده
۲۲نمودم راز خود او را ز آغاز
دگر در پرده خواهم بردنش باز
۲۳بسی با او عیان و راز گفتم
حقیقت مر ورا گفت و شنفتم
۲۴بر آن سرّی که او اینجا نمودست
ز ذات ما ورا گفت و شنودست
۲۵کنون حیران ما اندر جلالست
چو ما گوئیم نطقش گنگ و لالست
۲۶چو ماگفتیم هم ما بازگوئیم
نمودِ راز ما ز آغاز گوئیم
۲۷کنون حیران خود ماندست عطّار
منم گویندهٔ این سرّ و گفتار
۲۸به عون خود وِرا دادم وصالش
برون آوردم از رنج و وبالش
۲۹چو او جز ما دگر غیری ندیدست
همه من گفتم و او در شنیدست
۳۰عنان را بازکش از راه اسرار
که هرکس نیست خود آگاه اسرار
۳۱که میداند که این اسرار چونست
که حق میگوید وحق رهنمونست
۳۲کنون عطّار ما با هوشت آریم
کنم گویا ز پس خاموشت آریم
۳۳چو گنج راز دادیمت نهانی
ببخشم جوهرت تا برنشانی
۳۴چو در بیرون و در جانت عیانیم
همت ما در زبان جوهر نشانیم
۳۵چو کردی ذات ما را در عیان فاش
ندیدی غیر ما این جا تو ما باش
۳۶منم اوّل منم در آخر کار
بفضل خود ترا بخشم بیکبار
۳۷چو من باشم بیامرزم تمامت
بجنّتشان رسانم در قیامت
۳۸حقیقت فاش گردانم حقیقت
ترا عطّار سازم در شریعت
۳۹