خدا را آنکه محبوب و حبیبست
ابوالفضل زمان ابن الربیبست
۱دل و دین خواجه سعدالدّین که امروز
دل اوست آفتاب عالم افروز
۲خراسان را وزارت داشت بابش
ولی انداخت او تابرد آبش
۳چو ابراهیم ادهم ملک بگذاشت
که او ملک خلافت یکجو انگاشت
۴قیام آفرینش از دل اوست
که نقد هر دو عالم حاصل اوست
۵سر یک موی او عالم نداند
که داند قدر او اوهم نداند
۶چو حق تحت قباب لایزالیش
فرود آورد، حق داند معالیش
۷بحق امروز قطب اولیا اوست
حریم خاص را خاص خدا اوست
۸گر اوتادند و گر ابدال امروز
ازو دارند کشف حال امروز
۹هر آن علمی که در لوح جهانست
باقصی الغایة او را نقد جانست
۱۰کمال فضل و علم او نهان نیست
ولیکن کور دل را چشم آن نیست
۱۱چو رو آورد در معلوم پیوست
همه پشتش ورای روی آن هست
۱۲چو بود او در شریعت شافعی دوست
طریقت را علی الحق شافعی اوست
۱۳که سرّ جملهٔ فقه و اصول او
معین دیده از نور رسول او
۱۴همه اسرار قرآنش عیانست
که با او علم مطلق در میانست
۱۵بود بر قرب ماهی شرب آبش
برین میکن قیاس خورد و خوابش
۱۶طعام او چه گویم کز چسانست
که هر روزش کم از ده سیر نانست
۱۷شده سی سال تادل بر سخنها
بخلوت روی آوردست تنها
۱۸بترک جملهٔ عالم گرفتست
فرو رفته بهم در دم گرفتست
۱۹خدایا قادری و میتوانی
باوج همّت خویشش رسانی
۲۰مرا در خرمن او خوشه چین دار
ز نور او دلم را راه بین دار
۲۱