حق تعالی گفت درخمّ غدیر
با رسول الله ز آیات منیر
۱ایّها النّاس این بود الهام او
ز آنکه از حق آمده پیغام او
۲گفت کن تو با خلایق این ندا
هستم این دم خود رسولی بر شما
۳هرچه حق گفته است من خود آن کنم
بر تو من اسرار حق آسان کنم
۴جبرئیل آمد همین با من بگفت
من بگویم با شما راز نهفت
۵این چنین گفته است قهّار جهان
حیّ و قیّوم و خدای غیب دان
۶مرتضی ولی عهد من بود
هر که این سرّ را نداند زن بود
۷مرتضی باب علوم مصطفاست
مرتضی کان کرم بحر صفاست
۸مرتضی را بد حسن اسرار دان
مرتضی را بد حسین اسرار خوان
۹مرتضی را بود سلمان تکیه گاه
بوذر و قنبر غلام خاک راه
۱۰مرتضی را بود جبریلش غلام
زآنکه استادش بد از سرّ کلام
۱۱تو نمیدانی امام خویش را
بگذر از باطل بگیر این کیش را
۱۲مرتضی داماد و بن عمّ رسول
مرتضی اسرار حق دارد قبول
۱۳گر تو راه او نگیری بی رهی
همچوموری اوفتاده درچهی
۱۴رو تو راه راست اینک راستی
هم بیابی آنچه از حق خواستی
۱۵رو تو راه راست را ازشاه پرس
گوش کن اسرار او از چاه پرس
۱۶تا برآید نی بگوید فال او
در معانی جملهٔ احوال او
۱۷نی همی گوید که اسرارم علیست
صاف ایمان کرده در کارم علیست
۱۸تو چه دانی چونکه ایمان نیستت
خود ولای شاه مردان نیستت
۱۹هرکه او را رهنما شیطان بود
بیشکی او خود ز مردودان بود
۲۰رو تو ترک زرق و این امساک کن
غیر حق را ازدل خود پاک کن
۲۱ترک مذهبها کن و غوغا مکن
عالمی را این چنین رسوا مکن
۲۲خارجی و رافضی دیگر مباش
جوی علم معنی دیگرمباش
۲۳مذهب بسیار باشد مختلف
این نکو نبود مگر پیش خرف
۲۴مذهب حق یک بود ای هوشیار
این سخن نقل است از شیخ کبار
۲۵آل احمد جمله یک دین داشتند
در ره تحقیق تلقین داشتند
۲۶رو چو ایشان مخزن اسرار جو
مذهب حق را ز هشت و چار جو
۲۷این کتبهائی که بینی در جهان
بی کلام حق همه تصنیف دان
۲۸هیچ میدانی که تصنیفات چیست
وین همه شرح ودلایل بهر کیست
۲۹بهر آنکس کو رود در مدرسه
شرح گوید از علوم فلسفه
۳۰آن بزرگ مدرسه ارزر بود
در میان عارفان او خر بود
۳۱او ستاند غلّه و زر بیشمار
من بحال او بگریم زار زار
۳۲زانکه مال وقف میدانی که چیست
جمله خون وریم درویش و دنی است
۳۳هر که او مفتی شد و فتوی نوشت
بهر یک دینار در صد جا نوشت
۳۴بدعت و بهتان همه میکرد راست
تا بگیرد یک درم کین حق ماست
۳۵حق تعالی حلق او خواهد گرفت
بعد از آنی دلق او خواهد گرفت
۳۶