عذر آوردن مرغان

پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاس عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز

کای خدا رحمت کن و کارم بساز

۱

آن سخن دیوانه‌ای بشنید ازو

گفت رحمت می‌بپوشی زود ازو

۲

تو ز ناز خود نگنجی در جهان

می‌خرامی از تکبر هر زمان

۳

منظری سر بر فلک افراشته

چار دیوارش به زر بنگاشته

۴

ده غلام و ده کنیزک کرده راست

رحمت اینجا کی بود بر پرده راست

۵

خود تو بنگر تا تو با این جمله کار

جای رحمت داری آخر شرم دار

۶

گر چو من یک گرده قسمت داریی

آنگهی تو جای رحمت داریی

۷

تا نگردانی ز ملک و مال روی

یک نفس ننمایدت این حال روی

۸

روی این ساعت بگردان از همه

تا شوی فارغ چو مردان از همه

۹

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ عذر آوردن مرغان (۹۸ شعر) قرار دارد.