ابن سیرین گفت جانم در جسد
بر کسی هرگز نبرد الحق حسد
۱زانکه نیست از دو برون حال ای اخی
یا بهشتیست این کس ویا دوزخی
۲گر بهشتیست او پس آن چندان کمال
کو بخواهد یافت آنگه بی زوال
۳آن همه او راست دنیاش اندکی
کی حسد باشد براندک بی شکی
۴آن همه چون خواهدش آمد بدست
من حسد ورزم ازین اندک که هست
۵ور ز اهل دوزخست این مبتلا
آنچه او را هست در پیش از بلا
۶کی روا باشد حسد بردن برو
نوحه باید یا دعا کردن برو
۷چون ترا از گردهٔ نانست زیست
آخرت چندین حسد از بهر چیست
۸چون ترا هر روز یک گرده تمام
گردهٔ چون حاصل آمد والسلام
۹