بخش بیست و هفتم

بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود ازان اعرابی شوریده رنگ

کرد روزی حلقهٔ کعبه بچنگ

۱

گفت یارب بندهٔ تو برهنه ست

وی عجب برهنگیم نه یک تنه ست

۲

کودکانم نیز عریان آمدند

لاجرم پیوسته گریان آمدند

۳

من ز مردم شرم میدارم بسی

تو نمیداری چه گویم با کسی

۴

چند داری برهنه آخر مرا

جامهٔ ده این زمان فاخر مرا

۵

مردمان چون آن سخن کردند گوش

برزدندش بانگ کای جاهل خموش

۶

از طواف آن قوم چون گشتند باز

مرد اعرابی همی آمد به ناز

۷

از قصب دستار وز خز جامه داشت

گوئیا ملک جهان را نامه داشت

۸

باز پرسیدند ازو کای بی نوا

این که دادت گفت این که دهد خدا

۹

چون من آن گفتم مرا این داد او

وین فرو بسته درم بگشاد او

۱۰

آنچه گفتم بود آن ساعت روا

زآنکه به دانم من او را از شما

۱۱

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش بیست و هفتم (۱۶ شعر) قرار دارد.