خطبهٔ در نعت و توحید خدای
کرده بود انشا بزرگی رهنمای
۱سجع بود آن خطبه رنجی برده بود
پیش شیخ کرکان آورده بود
۲چون بخواند آن خطبه را در پیش او
خواست تحسین طبع دوراندیش او
۳شیخ گفتا بر دلم صد غم نهاد
آن دل بیکار کاین برهم نهاد
۴هر که دل زنده ست در سودای دین
نبودش بی هیچ شک پروای این
۵یک نشان مرد بیکار این بود
شغل مشغولان پندار این بود
۶مرد را آن خطبه بر دل سرد شد
خجلتش آورد و رویش زرد شد
۷حال من با این کتاب اینست و بس
حجت بیکاری دینست و بس
۸چند گوی آخر ای دل تن بزن
نفس را خاموش کن گردن بزن
۹چند شعر چون شکر گوئی تو خوش
همچو بادامی زفان در کام کش
۱۰پنبه را یکبارگی برکش ز گوش
در دهن نه محکم و بنشین خموش
۱۱