انبیا را داد سر ذوق عشق
اولیا را داد درد ذوق عشق
۱انبیا را داد سر لامکان
اولیا را داد شور عاشقان
۲انبیا را داد هر دم رفعتی
اولیا را داد هر دم خلعتی
۳انبیا را داد هر دم صد عطا
اولیا را داد صد صدق و صفا
۴انبیاء و اولیاء را حق بدان
این سخن را از یقین مطلق بدان
۵من رآنی گفت آخر مصطفی
چند باشی درحجاب ای بیوفا
۶لی مع الله گفت آخر مصطفی
لیک معنی را ندانند این خسان
۷از رموز سر حق آگه نهٔ
سخت معذوری که مرد ره نهٔ
۸مصطفی آمد در این ره پیشوا
پیشوای انبیاء و اولیا
۹مصطفی آمد در این ره سرفراز
موج میزد در دلش دریای راز
۱۰مصطفی آمد در این ره بانشان
هر زمان زین راه داده صد نشان
۱۱مصطفی آمد در این ره بحر کل
قطرهها از بحر او خوردند مل
۱۲مصطفی آمد در این ره نور پاک
جملهٔ ظلمات را کرده هلاک
۱۳مصطفی آمد یقین او فخر جان
تاجدار و پادشاه جاودان
۱۴مصطفی آمد در این ره پیر راه
دامن او گیر تا گردی تو شاه
۱۵مصطفی آمد در این ره رهنما
طالبان راه را اوجان فزا
۱۶مصطفی آمد در این ره راز دان
دیدهٔ معنی در این ره باز دان
۱۷مصطفی آمد در این ره بحر نور
هر دو عالم یافته از وی حضور
۱۸مصطفی آمد در این ره عقل کل
عقل کلی زو همی کرده نزول
۱۹مصطفی آمد در این ره پاکباز
سالکان را اندرین ره کارساز
۲۰مصطفی آمد در این ره سرحق
از دو عالم برده در معنی سبق
۲۱مصطفی آمد در این ره با وصال
واصلان رفته ز راهش بر کمال
۲۲مصطفی آمد در این ره شاهدین
قطب عالم رحمة للعالمین
۲۳مصطفی آمد در این ره حال را
از برای عام گفته قال را
۲۴مصطفی آمد در این ره مرد عشق
این کسی داند که دارد درد عشق
۲۵مصطفی آمد در این ره شهریار
حکم او بر هر دو عالم پایدار
۲۶مصطفی آمد در این ره ذات حق
این کسی داند که دید آیات حق
۲۷مصطفی را حق بدان و حق ببین
تا شوی تو پیر راه و مرد دین
۲۸مصطفی را حق ببین و حق بدان
تا شوی از هر دو عالم با نشان
۲۹مصطفی حق بود و حق بدمصطفی
بشنو این معنی حق با صفا
۳۰مصطفی را نور حق میدان یقین
تا رسی در قرب رب العالمین
۳۱مصطفی و مرتضی هر دو یکی است
در ابوبکر و عمر خود کی شکی است
۳۲سر احمد بود عثمان در جهان
دوست احمد بود اندر دو جهان
۳۳جمله در توحید حق یکتا بدند
نه چو تو در کثرت ولالابدند
۳۴