سعی نفس جز شمار گام ندارد
قاصد ما نامه و پیام ندارد
۱هر سر و چندین جنون هواست در اینجا
منزل کس احتیاج بام ندارد
۲این علما جمله تابع جهلایند
پختگی اقبال طبع خام ندارد
۳بیسروپا میرویم حاصل ماکو
سبحهٔ ریگ روان امام ندارد
۴خواه بنالیم و خواه بال فشانیم
صید گرفتار شوق دام ندارد
۵گر همه عنقا شویم حاصل ما کو
نقش نیگن خیال نام ندارد
۶سجده خاکست اوج عزت گردون
خواجه چه دارد اگر غلام ندارد
۷نفرت ازین مزبله به قدر تمیز است
مفت دماغی که جز زکام ندارد
۸تا به دلت کین کس بود مژه مگشا
تیغ غضب جز حیا نیام ندارد
۹سوخت دل اما نکرد آینه روشن
حیف چراغی که هیچ شام ندارد
۱۰خواه نفس گوی خواه عمر گرامی
شاهد ما غیر یک خرام ندارد
۱۱عالم بیچارگیست پیش که نالیم
عشق مکافات و انتقام ندارد
۱۲طاس فلک پوچ و نقش ما همه باطل
بگذر ازین بازیی تمام ندارد
۱۳بیدلازینما ومنخموشیاتاولیست
هستی ما جز صدای جام ندارد
۱۴