غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد

دیوانه هم از خار بیابان گله دارد

۱

در عالم آسودگی از خویش روانیم

موج گهر از چیدن دامان گله دارد

۲

چون اشک عرق‌ریز حجابم چه توان‌ کرد

مستوری عشق از من عریان‌گله دارد

۳

آیینهٔ دل را ز نفس نیست رهایی

دریا عبث از شوخی توفان ‌گله دارد

۴

دیوانگی و هوش به یک جامه نگنجد

از دست ادب چاک گریبان گله دارد

۵

کو دل‌ که بدانم ز غمت ناله‌فروش است

کو لب که توان گفت ز جانان گله دارد

۶

ای بیخبر، ازکم‌خردان شکوه چه لازم

آدم نبود آنکه ز حیوان‌ گله دارد

۷

در ساغر و مینای تهی ناله شراب است

مفلس همه از عالم سامان گله دارد

۸

آیینهٔ ما لذت دیدار نفهمید

مشتاق تو از دیده حیران گله دارد

۹

در نسخهٔ‌ کیفیت این باغ وفا نیست

مضمون‌گل از بستن پیمان‌گله دارد

۱۰

مجبورفنا را چه خموشی چه تکلم

چندانکه نفس می‌زند انسان‌گله دارد

۱۱

بیدل به هوس داغ محبت نفروزی

این شب‌که تو داری ز چراغان‌گله دارد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گله داردقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گله دارد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. روانیمدارد
  3. کرددارد
  4. رهاییدارد
  5. نگنجددارد
  6. استدارد
  7. لازمدارد
  8. استدارد
  9. نفهمیددارد
  10. نیستدارد
  11. تکلمدارد
  12. نفروزیدارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.