پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
پردهٔ دیده و دل فرش ادب باید کرد
۱کاروانها همه محمل کش یأس است اینجا
ناله را بدرقهٔ سعی طلب باید کرد
۲باعث گریه درین دشت اگر چیزی نیست
الم بیکسیی هست سبب بایدکرد
۳گر شود پیش تو منظور نثار نگهی
گوهر جان به هوس تحفهٔ لب باید کرد
۴جمع بودن به پریشانصفتی آسان نیست
روزها در قدم زلف تو شب باید کرد
۵زبن توهمکده سامان دگر نتوان یافت
جز دمی چند که ایثار تعب بایدکرد
۶ترک لذات جهان مفت سلامت شمرید
این شکر قابل آن نیستکه تب بایدکرد
۷جیبها موج طربگاه حضور دریاست
فکر خود کن گرت اندیشهٔ رب باید کرد
۸نم آب و کف خاکی بهم آمیخته است
هر چه آید ز تو کاریست عجب باید کرد
۹بیدل این انجمن وهم دگر نتوان یافت
درد هم مفت تماشاست طرب باید کرد
۱۰