گر کمال اختیار خواهم کرد
نیستی آشکار خواهم کرد
۱جیب هستی قماش رسواییست
به نفس تار تار خواهم کرد
۲صفر چندی گر از میان بردم
یک خود را هزار خواهمکرد
۳کس سوال مرا جواب نگفت
ناله در کوهسار خواهم کرد
۴دور گل گر گذشت گو بگذر
یک، دو ساغر بهار خواهم کرد
۵شوق تا انحصار نپذیرد
وصل را انتظار خواهم کرد
۶داغ آهی اگر بهار کند
سرو و گل اعتبار خواهم کرد
۷گر به خلدم برند و گر به جحیم
یاد آن گلعذار خواهم کرد
۸اینقدر جرم ننگ عفو مباد
هرچه کردم دوبار خواهم کرد
۹صد فلک انتظار میبالد
با که خود را دچار خواهم کرد
۱۰انجمن گر دلیل عبرت نیست
سیر شمع مزار خواهم کرد
۱۱در عدم آخر از هوای خطی
خاک خود را غبار خواهم کرد
۱۲وضع آغوش وصل ممکن نیست
از دو عالم کنار خواهم کرد
۱۳آسمان سرنگون بیکاریست
منکه هیچم چه کار خواهم کرد
۱۴بیدل از صحبتم کنار گزین
فرصتم من فرار خواهم کرد
۱۵