مشتاق تو گر نامهبری داشته باشد
چون اشک هم از خود سفری داشته باشد
۱از آتش حرمان کف خاکستر داغیست
گر شام امیدم سحری داشته باشد
۲چون شمع بود سربه دم تیغ سپردن
گر نخل مرادم ثمری داشته باشد
۳آیینه مقابل نکنی با نفس من
آه است مبادا اثری داشته باشد
۴غیر از عرق شرم مقابل نپسندد
هستی اگر آیینهگری داشته باشد
۵عمریست که ما گمشدگان گرم سراغیم
شایدکسی از ما خبری داشته باشد
۶آرایش چندین چمن آغوش بهار است
هر سینهکه یک زخم دری داشته باشد
۷ای اهل خرد منکر اسرار مباشید
دیوانهٔ ما هم هنری داشته باشد
۸ما محو خیالیم ز دیدار مپرسید
سامان نگه دیدهوری داشته باشد
۹مفت طرب ما چمن سادهدلیها
گر حسن به آیینه سری داشته باشد
۱۰امید ز عاشق نکند قطع تعلق
گر آه ندارد جگری داشته باشد
۱۱بیدل دل افسرده به عالم نتوان یافت
هر سنگکه بینی شرری داشته باشد
۱۲