به حیرت آینه پرداختند روی تو را
زدند شانه ز دلهای چاک موی تو را
۱چه آفتی تو که از شوخیت زبان شرار
بهکام سنگ برد شکوههای خوی تو را
۲زخار هر مژه صد رنگ موج گل جوشد
به دیده گر گذر افتد خیال روی تو را
۳غلام زلف تو سنبل، اسیر روی تو گل
بنفشه بنده خط سبز مشکبوی تو را
۴ز رنگ غازه فروشد به شاهدان چمن
نسیم اگر برباید غبار کوی تو را
۵ز تیغ ناز توام این قدر امید نبود
به زخم دل که روان کرد آب جوی تو را
۶ندانم از دل تنگ که جسته است امشب
که غنچهها به قفس کردهاند بوی تو را
۷به حرف آمدی و زخم کهنهام نو شد
به حیرتم چه نمک بود گفت و گوی تو را
۸تپیدن دل عشاق نسخهپرداز است
دقایق طلب و بحث جستجوی تو را
۹بهار حسرت ما زحمت خزان نکشد
شکستگی نبرد رنگ آرزوی تو را
۱۰درین چمن به چه سرمایه خوشدلی بیدل
که شبنمی نخریدهست آبروی تو را
۱۱