بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
به سایهٔ کف پا پروریم آبله را
۱به وادیی که تعلق دلیل کوششهاست
ز بار دل به زمین خفتهگیر قافله را
۲ز صاحب امل آزادگی چه مکان است
درین بساطگرانخیزی است حامله را
۳ز انقلاب حوادث بزرگی ایمن نیست
به طبعکوه اثر افزونتر است زلزله را
۴محبت از من و تو رنگ امیتازگداخت
تری و آب سزاوار نیست فاصله را
۵بهکج ادایی حسن تغافلت نازم
که یاد اوگلهٔ ناز میکندگله را
۶چوصبح یک دونفس مغتنم شمربیدل
مکن دلیل اقامت چو زاهدان چله را
۷