گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
شکست آینه، آیینه است روی تو را
۱ز دست لطف و عتابت در آتش و آبم
بهشتو دوزخ ماکردهاند خوی تو را
۲به هرطرف نگری، شوق،محو خودبینیست
دکان آینهگرم است چارسوی تو را
۳به ترهات مده زحمت نفس زاهد
که ازاثر، نمکی نیست های وهوی تورا
۴ز خاک میکده سرمایهٔ تیممگیر
که هیچ معصیتی نشکندوضویتورا
۵بهچاک جیب سحر فکربخیه برباد است
گسستهاند چو شبنم ز هم رفوی تو را
۶چه لازم استکشی انتظار تیغ اجل
فشارآب بقا بس بودگلوی تو را
۷بود به جرم درستی شکستکار حباب
پریست آنکه تهی میکند سبوی تورا
۸غم شکنجهٔ اوهام تا بهکی خوردن
به رنگ آن همه نشکستهاند بوی تورا
۹زفرق تا قدم افسون حیرتی بیدل
کسی چه شرح دهد معنی نکوی تورا
۱۰