زین باغ گذشتیم به احسان تغافل
گل بر سر ما ریخت گریبان تغافل
۱طومار تماشای جهان فتنهٔ سوداست
خواندیم خط امن ز عنوان تغافل
۲مشکل که درین عشوهسرا کام ستاند
فریاد دل از سرمه فروشان تغافل
۳مغرور نباشیدکه این یک دو نفس عمر
وارسته نگاهیست به زندان تغافل
۴یارب به چه نیرنگ چنین کرده خرابم
شوخی که ندارد ز من امکان تغافل
۵گوهر دو جهان تشنه لب یأس بمیرد
ای جان تغافل مشکن شان تغافل
۶برطرف بناگوش تو صف میکشد امروز
گردی عجب از دامن میدان تغافل
۷یک سطر نگاه غلطانداز نخواندیم
زان سرمه که دارد خط فرمان تغافل
۸عبرت گهر قلزم اسرار نگاهیم
ما را نتوان داد به توفان تغافل
۹عمریست که اطفال هوس هرزه خرامند
مشق ادبی کن به دبستان تغافل
۱۰ما و هوس هرزه نگاهی چه خیالست
دارد سر ما گوی گریبان تغافل
۱۱بیدل مژه مگشای که در عالم عبرت
کس سود ندیده است به نقصان تغافل
۱۲