ای فرش خرامت همهجا چون سر ما گل
در راه تو صد رنگ جبین ریخته تا گل
۱گلشن چقدر حیرت دیدار تو دارد
در شیشهٔ هر رنگ شکستهست صدا گل
۲شبنم صفت از عجز نظر هیچ نچیدیم
غیر از عرقی چند درین باغ حیا گل
۳ای بیخبران غرهٔ اقبال مباشید
از خاک چه مقدار کشد سر به هوا گل
۴نعل همه در آتش تحصیل نشاط است
دریاب که از رنگ چه دارد ته پا گل
۵عالم همه یک بست و گشاد مژه دارد
ای باغ هوس غنچه چه رنگ است و کجا گل
۶آشفتگی وضع جنون بیچمنی نیست
گر ذوق تماشاست به این رنگ برآ گل
۷دلدار سر نامه و پیغام که دارد
آیینه تو آنجا ببر از حیرت ما گل
۸سیر چمن بیخودی آرایش ناز است
گر میروی از خویش برو رنگ و بیا گل
۹بیدل سر احرام تماشای که دارد
آیینه گرفتهست به صد دست دعا گل
۱۰