غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقم

خط پیشانی من گم شده در نقش قدم

۱

عشق هر سو کشدم چاره همان تسلیم است

غیر خورشید پر و بال ندارد شبنم

۲

قطع خود کرده‌ام از خیر و شرم هیچ مپرس

خط کشد بر عمل خود چو شود دست قلم

۳

راحت از عالم اسباب تغافل دارد

مژه بی‌ دوختن چشم نیاید بر هم

۴

فیض ایثار اگر عرض تمتع ندهد

مار ازگنج چه اندوده و ماهی ز درم

۵

نبرد چشم طمع سیری از اسباب جهان

رشتهٔ موج ندوزد لب‌ گرداب به هم

۶

طالب صحبت معنی نظران باید بود

خاک در صحن بهشتی که ندارد آدم

۷

عشق هر جا فکند مایدهٔ حسن ادب

هم به پایت‌ که به پایت نتوان خورد قسم

۸

عجز طاقت چقدر سرمهٔ عبرت دارد

بسکه خم شد قد ما ماند نظر محو قدم

۹

موی ژولیده همان افسر دیوانهٔ ماست

علم شعله به جز دود ندارد پرچم

۱۰

عجز هم‌ کاش نمی‌کرد گل از جرأت ما

تیغ ما تهمت خون می‌کشد از ریزش دم

۱۱

بی فنا چارهٔ تشویش نفس ممکن نیست

پنبه‌ گردد مگر این رشته‌ که‌ گردد محکم

۱۲

به چه امید کنم خواهش وصلش بیدل

من ‌که آغوش وداع خودم از قامت خم

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـم۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رقمقدم
  2. استشبنم
  3. مپرسقلم
  4. داردهم
  5. ندهددرم
  6. جهانهم
  7. بودآدم
  8. ادبقسم
  9. داردقدم
  10. ماستپرچم
  11. مادم
  12. نیستمحکم
  13. بیدلخم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.