غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۲ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم

جنس بسیار است و نقد فرصت ناکام کم

۱

آن‌قدر از شهرت هستی خجالت‌مایه‌ام

کز نگین من چو شبنم می‌فروشد نام نم

۲

کور شد چشمش ز سوزن‌کاری دست قضا

پیش از آن ‌کز نرگس شوخت زند بادام دم

۳

از خجالت در لب‌ گل خنده شبنم می‌شود

با تبسم آشنا گر سازد آن ‌گلفام فم

۴

مژده ای لب‌تشنگان دشت بی‌آب جنون

گریه‌ای دارم‌ که خواهد شد در این ایام یم

۵

بس‌که فرصتها پرافشان هوای وحشت است

از وصالم داغ دل می‌جوشد، از پیغام غم

۶

شوق کامل در تسلی‌ها کم از جبریل نیست

دل‌تپیدن ناز وحیی دارد و الهام هم

۷

آنچه ما در حلقهٔ داغ محبت دیده‌ایم

نی سکندر دید در آیینه، نی در جام جم

۸

محو دیدار تو دست از بحر امکان شسته است

در سواد دیدهٔ حیران ندارد نام نم

۹

محمل موج نفس دوش تپیدن می‌کشد

عافیت درکشور ما دارد از آرام رم

۱۰

زین نشیمن نغمهٔ شوقی به سامان‌ کرده گیر

سایهٔ دیوار دارد زیر و پشت بام بم

۱۱

اهل دنیا را مطیع خویش‌ کردن‌ کار نیست

پر به آسانی توان دادن به چوب خام خم

۱۲

وعظ را نتوان به نیرنگ غرض بدنام‌ کرد

این فسون بر هرکه می‌خواهی برون دام دم

۱۳

بی لب نوشین او بیدل به بزم عیش ما

گشت مینا و قدح را باده در اجسام سم

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـم۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. همکم
  2. خجالت‌مایه‌امنم
  3. قضادم
  4. می‌شودفم
  5. جنونیم
  6. استغم
  7. نیستهم
  8. دیده‌ایمجم
  9. استنم
  10. می‌کشدرم
  11. گیربم
  12. نیستخم
  13. کرددم
  14. ماسم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.