دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا
۱رمز دو جهان از ورق آینه خواندیم
جز گرد تحیر رقمی نیست در اینجا
۲عالم همه میناگر بیداد شکست است
این طرفه که سنگ ستمی نیست در اینجا
۳تا سنبل این باغ به همواری رنگ است
جز کج نظری پیچ و خمی نیست در اینجا
۴بر نعمت دنیا چه هوسها که نپختیم
هر چند غذا جز قسمی نیست در اینجا
۵برهم نزنی سلسلهٔ ناز کریمان
محتاج شدن بیکرمی نیست در اینجا
۶گرد حشم بیکسیات سخت بلندست
از خویش برون آ علمی نیست در اینجا
۷ما بیخبران قافلهٔ دشت خیالیم
رنگ است بهگردش، قدمی نیست در اینجا
۸از حیرت دل بند نقاب تو گشودیم
آیینهگری کار کمی نیست در اینجا
۹بیدل من و بیکاری و معشوقتراشی
جز شوق برهمن، صنمی نیست در اینجا
۱۰