پروانه شوم یا پر طاووس گشایم
از عالم عنقا چه خیالست برآیم
۱آب و گلم از جوهر نظاره سرشتند
در چشم خیالست به چشم همه جایم
۲سعی طلبم بیش شد از هر چه نه بنشست
زین بعد مگر شوق برد رو به قفایم
۳در دامن دشتی که نه راه است نه منزل
عمریست که محملکش آواز درایم
۴جوشیدهام از انجمن عبرت معشوق
مشکل که در آیینهٔ کس جلوه نمایم
۵ذرات جهان چشمک اسرار وصال است
آغوش من اینست که چشمی بگشایم
۶سازم ادب آهنگ خیال نگه کیست
در انجمن سرمه نشستهست صدایم
۷با موج گهر باختهام دست و گریبان
از دامن خود نیست برون لغزش پایم
۸بیپردگی معنی از آیینهٔ لفظ است
فریاد که در ساز نگنجید نوایم
۹امید اجابت چقدر منفعلم کرد
امشب عرق آینهٔ دست دعایم
۱۰تا غرهٔ افسون سعادت نتوان زیست
بر سایهٔ خود بال فشانده است همایم
۱۱ساقی قدحی چند مشو مانع تکلیف
شاید روم از یاد خود و باز نیایم
۱۲بیدل مکن آرام تمنا که در ایجاد
بر باد نهادند چو پرواز بنایم
۱۳