غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به رنگ خامه ز بس ناتوانی اجزایم

به سودن مژه فرسوده شد سراپایم

۱

در این محیط مقیم تغافلم چو حباب

غبار چشم گشودن تهی کند جایم

۲

حریف مطلب اشک چکیده نتوان شد

صدا شکست نفس در شکست مینایم

۳

شرار مرده‌ام از حشر من مگوی و مپرس

چنان گذشته‌ام از خود که نیست فردایم

۴

سحر طرازی گلزار حیرتست امروز

شکسته رنگی آیینهٔ تماشایم

۵

خیال هستی موهوم سرخوشم دارد

وگرنه در رگ تاکست موج صهبایم

۶

چو عمر رفته ندارم امید برگشتن

غنیمت است ‌که‌ گاهی به یاد می‌آیم

۷

کسی خیال چه هستی‌کند ز وضع حباب

شکافته است به نام عدم معمایم

۸

هزار رنگ ز من پر فشان بیرنگی‌ست

اگر غلط نکنم آشیان عنقایم

۹

غرور خودسری آیینهٔ نمودم نیست

چو انفعال عرق کرده است پیدایم

۱۰

طواف دشت جنون ذوق سجده‌ای دارد

که جای آبله دل می‌کشد سر از پایم

۱۱

نگاه چاره ندارد ز مردمک بیدل

نشانده است جنون در دل سویدایم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایم۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. اجزایمسراپایم
  2. حبابجایم
  3. شدمینایم
  4. مپرسفردایم
  5. امروزتماشایم
  6. داردصهبایم
  7. برگشتنمی‌آیم
  8. حبابمعمایم
  9. بیرنگی‌ستعنقایم
  10. نیستپیدایم
  11. داردپایم
  12. بیدلسویدایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.