غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به طوق فاخته نازد محبت از فن ما

که زخم تیغ تو دارد طواف گردن ما

۱

زبان ناله ببستیم زین ادب که مباد

تبسم تو کشد ننگ لب گزیدن ما

۲

عیان نشد ز کجا مست جلوه می‌آیی

فدای طرز خرامت، ز خویش رفتن ما

۳

به شکر عجز چه مقدار دانه ناز کند؟

بلند کرد سر ما، ز پا فتادن ما

۴

فغان! که دادِ رهایی نداد وحشت هم

چو رنگ شمع، قفس گشت پرگشادن ما

۵

در این ستمکده، دل شکوه‌ای نکرد بلند

شکست‌ چینی و مویی نخاست از تن ما

۶

چو دشت تنگی اخلاق زیب مشرب نیست

جبین گرفته به دست گشاده، دامن ما

۷

به قدر حاصل، از آفات آگهیم همه

به جای دانه، همین مور داشت خرمن ما

۸

نی‌ایم رنگی و چندین چمن نمو داریم

به روی آب فتاده‌ست موج روغن ما

۹

به‌غیر خامشی، اسرار دل که می‌فهمد؟

چه نکته‌ها که ندارد زبان الکن ما

۱۰

ز گل مپرس که: «بو درکجا وطن دارد؟»

نیافت مسکن ما هم سراغ مسکن ما

۱۱

چه ممکن است بگیریم دامنش بیدل؟

که می‌رسد به تری نامش از گرفتن ما

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ماقافیه: ـن۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ماما
  2. مبادما
  3. می‌آییما
  4. کندما
  5. همما
  6. بلندما
  7. نیستما
  8. همهما
  9. داریمما
  10. می‌فهمدما
  11. داردما
  12. بیدلما

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.