ای التفات نام تو گیرایی زبان
ذکرت انیس خلوت تنهایی زبان
۱حیرت نوای زیر و بم ساز قدر تو
اخفایی خموشی و افشایی زبان
۲هرچند ما ومن به صد آهنگگلکند
نبود خلل به معنی یکتایی زبان
۳تا بوی خیر و شر بری از گلشن خیال
برکگلی نرُست به رعنایی زبان
۴این چار سو که مرکز سودای ما وتوست
دارد دکانی از نفس آرایی زبان
۵خاموشی است مطرب ساز خروش ما
جزگوش نیست مایهٔ گویایی زبان
۶رمز چه مدعا که به افشا نمیکند
از یک ورق خیال معمایی زبان
۷عالم به حسن خلق توانکرد صید خویش
دام وکمند نیست بهگیرایی زبان
۸موجیکه باد شوخیاش آسود،گوهر است
دل طرح میکند انشایی زبان
۹بیدل به حرف و صوت حقیقت نمیخرند
هذیان نواست جرات سودایی زبان
۱۰