غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردن

تا قیامت از سرها جای مو دمد گردن

۱

موجها نفس دزدید تا گهر به عرض آمد

کرده‌ام سری تعمیر از شکست صد گردن

۲

حرص افسر آرایی سر به سنگ می‌کوبد

سجده مفت راحتها گرکند مدد گردن

۳

هر چه دارد این مزرع برگ و ساز تسلیم است

تخم می‌دماند سر ریشه می‌دود گردن

۴

انتخاب این مسلخ قطعه‌های همواری‌ست

پشت و سینه تا باشد کس نمی‌خرد گردن

۵

کارگاه استعداد می‌کند چها ایجاد

خاک جبهه می‌بندد شعله می‌کشدگردن

۶

زاهد از چنین دستار دست عافیت بردار

خواهدت شکست آخر زیر این سبدگردن

۷

ای وبال پیدایی هستی است و رسوایی

از تو چند بردارد بار نیک و بدگردن

۸

راه عافیت پویی رخش خودسری پی کن

منزلت سر دار است‌گر شود بلدگردن

۹

گل قیامت چیدن در شکفتگی دارد

غنچه‌گرد و ایمن باش خنده می‌زندگردن

۱۰

سرکشان دم افلاس رو به نقش پا دارند

هر قدر تهی‌گردد شیشه خم‌کندگردن

۱۱

خاک ما سر مویی از زمین نمی‌بالد

یا رب ازکجا آورد این هزار قدگردن

۱۲

تیغ برکف استاده‌ست صرصر اجل بیدل

همچو شمع در هر جا سر برآوردگردن

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـگردن۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گردنگردن
  2. آمدگردن
  3. می‌کوبدگردن
  4. استگردن
  5. همواری‌ستگردن
  6. ایجادمی‌کشدگردن
  7. بردارسبدگردن
  8. رسواییبدگردن
  9. کنبلدگردن
  10. داردمی‌زندگردن
  11. دارندخم‌کندگردن
  12. نمی‌بالدقدگردن
  13. بیدلبرآوردگردن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.